من یک احمق واقعی هستم و میتونم این رو با دلیل و مدرک بهتون ثابت کنم(البته اگر نیازی به اثبات داشته باشه).
شاهد قضیه همین چند شب پیش که برای انجام کاری ضروری و فوری نیاز به تمرکز و مطالعه داشتم،اما طبق معمول اینجور مواقع که تنها کاری که نمیتونم بکنم همون تمرکز کذائیه،خیلی جدی نشسته بودم و کتاب رو جلوی روم باز گذاشته بودم و با چشمام همه جا رو می پاییدم تا اینکه نگاهم افتاد به گوشی موبایلم و وسوسه ی اینکه توی این گوشی بازی ای هست که من تابحال انجامش ندادم به جونم افتاد و دیگه حتی یک لحظه هم رهام نکرد.دقیقآ از ساعت 12 تا 30/2 دقیقه ی نیمه شب تمام 20 مرحله ی بازی مسخره ی جلف مزخرفی که فکر میکنم مال گروه سنی الف و بچه کودکستانی ها بود رو با جدیت هر چه تمام تر انجام دادم و در نهایت روی صفحه ی موبایل یه پیغام Congratulation… ظاهر شد که ترجمه ی تحت اللفظی ش میشه این:"تبریک میگم.آفرین.این اتصالات خط لوله ای که شما توی این بازی ایجاد کردید،لوله های نفتی رو تا حدود 20 سال دیگه بطور کاملآ امن،بیمه میکنه و از این حرفا...".
حالا تصور کن قیافه ی منو که توقع داشتم وقتی بازی تموم میشه یه دستی از تو گوشی در بیاد و مدال افتخار رو به گردن من بندازه... .تازه بعد از اون از ساعت دو و نیم شب با چشمای ورقلمبیده و حال گرفته شروع کردم به تمرکز گرفتن و مطالعه...
در راستای به اثبات رسوندن این حماقت ذاتی چند هفته ای هست که جمعه شبها به تماشای سریال "در چشم باد" مینشینم.
حالا اینکه چطور شد که تصمیم به تماشای سریال گرفتم ،برای خودم دلایل نسبتآ قابل قبولی دارم اما اینکه چرا بعد از این همه مدت هنوز هم دارم این سریال رو دنبال میکنم ،نه تنها دلیل قابل قبولی ندارم بلکه فکر میکنم صرفآ دلیلش همون اثبات حماقتی هست که عرض کردم.
آیا شما فکر میکنید علت تصمیمم به تماشای سریال ، همانا اون هنر پیشه ی چشم آبی شبیه قورباغه،موسوم به "پارسا پیروزفر" هست؟...نه در اشتباهید.
آیا علتش دلبستگی و علاقه ی من به کل خانواده ی "جعفری جوزانی"هست که از ریز و درشت و از "مسعود" و "سحر" شون گرفته تا اکبر و اصغرشون در تهیه و تولید و تدوین و بازیگری و کارگردانی و ... این سریال کشکی نقش بسزایی داشتن؟...نه در اشتباهید.
دلیلش تنها و تنها مقطع زمانی و تاریخی هست که سریال روایتگر اون هست و دوره ای مربوط به جنگ جهانی اول و فراگیری کمونیسم و حضور بالشویک ها که من بعد از مطالعه ی چند کتاب در زمینه ی جنگ جهانی و همچنین کتاب زیبای "دن آرام" بهش علاقه مند شده بودم.
و البته تصور میکردم که این سریال یک سریال تاریخی هست اما باور کنید الآن چند هفته ی تمومه که کاملآ متوجه شدم که نه فقط تاریخی نیست بلکه کاملآ هم عشقی هست از اونها که لیلی و مجنون درش نقش و حضور پر رنگی دارن..
من در همینجا از حضورتون اجازه میگیرم و از همین تریبون اعلام میکنم که در زمینه ی سینما ،فیلم ،سریال و هر چیزی در این رابطه،کوچکترین تجربه و تخصصی ندارم و البته به همین دلیل حق اظهار نظر کردن هم ندارم .اما در حد بضاعت اندکم میتونم بگم که یکی از حداقل فاکتورهای تاثیرگذار فیلم و سریالهای عشقی،قیافه ی بازیگرهاست.حالا شما حساب کن،لیلی این سریال الحمدلله ،خوشگل که نیست(ما نمیگیم جنیفر لوپز و جسیکا آلبا و آنجلینا جولی رو بیارن واسه بازی حتی نمیگیم هدیه تهرانی و نیکی کریمی.والا ما دیگه حالا به همون عاطفه نوری هم راضی شدیم.ولی دیگه نمیدونم این دختره رو از کجا پیدا کردن).حالا خوشگلی به جهنم.صدای جیغ جیغی دخترک وقتی با اون لهجه ی مزخرفش توی سریال همراه میشه(ببخشید که باز مجبورم پرانتز باز کنم اما باور کنین خود شیطان رجیم هم نمیتونه بگه این لهجه ترکیب چه لهجه هایی میتونه باشه. افغانی؟ترکمنی؟مازنی؟قزاقی؟آخه چه کوفتی؟تازه جالبتر اینکه لهجه ی دخترکی که نقش کودکی همین خانوم رو بازی میکنه تهرونی اصل هست) اعصابت رو سوهان مفصلی میکشه.
از ریتم کشدار سریال هم اصلا بهتره هیچی نگم.
به هر حال دوست عزیز، من و تویی که "جومونگ" و" یوسف پیامبر " رو با صبر و متانت از سر گذروندیم،تحمل از این بدترهاش رو هم لابد میتونیم داشته باشیم.
درسته که من یه احمقم اما ببینید کی بود بهتون گفتم.لعنت به من اگه یه بار دیگه پای این سریال های آبگوشتی بی ارزش بشینم حالا به هر بهانه ای...
بعدا نوشت:این پست موسیو رو از دست ندید